سلام دوستان عزیز

اما بعد

امروز می‌خواهم از بنده‌نوازی امام رضا (علیه‌السلام) بگویم:

من و چند نفر از همسایگان به همت امام جماعت مسجد محل خود هر روز توفیق داریم صبح‌ها حرم مشرف شویم که البته بعد از عرض سلام و خواندن زیارتنامه و دعا برمی‌گردیم.

امروز صبح کلا از کشیک فراموش کرده بود‌م.

اتفاقا طبق روال روزهای جمعه که تا نزدیک ظهر صبر می‌کنم و بعد هم برای نماز جمعه و هم برای زیارت به حرم می‌روم، با امام جماعت مسجد هم به حرم نرفتم.

چون هنوز تا جلسه دعای ندبه فرصت داشتم؛ خواستم مقداری استراحت کنم.

امام رضا (علیه‌السلام) به دلم انداخت نگاهی به گوشی خود بیندازم

که ... ناگهان دیدم من امروز باید حرم بروم! لذا سریع راهی شدم.

دم درب حرم بعد از خواندن اذن دخول و سلام و عرض ادب؛ ابتدا و قبل از هر کاری کلی از آقامون تشکر کردم.

گفتم: آقای مهربون!

از تو ممنونم دلم را به حریمت می‌کشانی

نگاهم سوی توست دلم سرمست توست.

علی موسی الرضا ...

یادم از این شعر آمد:

کسی قدم به حرم بی‌مدد نخواهد زد بدون واسطه دم از احد نخواهد زد

گدای کوی رضا (علیه‌السلام) شو که این امام رئوف به سینه احدی دست رد نخواهد زد.

خلاصه یادمون نره اگه توفیق حضور در حریم ملک‌پاسبانش قسمتمون میشه با اذن و توفیق خود آقاست که باید از این بابت خیلی از آقامون ممنون باشیم.

البته نمیدونم اونهایی که درخواست شون رو از امام رضا (علیه‌السلام) نمیخوان پیش کی میرن؟!

که هر کجا غیر از درب این خانه گمراهی‌ست و بس.

سَعِدَ مَنْ والاكُمْ، وَهَلَكَ مَنْ عاداكُمْ

خاطره‌ای زیبا به نقل از ج.م.پ.ب



موضوعات مرتبط: ویژه: خاطراتی واقعی ازعنایات امام رضا ومعصومین (ع) ، امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام
برچسب‌ها: بنده‌نوازی امام رضا علیه‌السلام

تاريخ : جمعه ۱۴۰۲/۰۳/۲۶ | 17:56 | نویسنده : الگوی من عبدالعظیم حسنی (ع) |

.#غربت_امام_رضا(علیه‌السلام)

دعبل بن علی خزاعی، شاعری که در زمان امام رضا (علیه‌السلام) می‌زیست، گفت: وقتی قصیده تائیه‌ام - که بیت زیر یکی از ابیات آن است - برای حضرت امام رضا (علیه‌السلام) خواندم؛

مدارس ایات خلت من تلاوة
ومنزل وحی مقفر العراصات

آن خانه ها، جایگاه تدریس آیاتی چند بود که بیت رسالت در آنها تفسیر آیات می‌فرمودند؛ و اکنون به سبب جور مخالفان، از تلاوت قرآن خالی شده است. زیرا جای تفسیر آن، محل نزول وحی الهی بود و اکنون عرصه های آن عبارت و هدایت خالی و بیابان و ویران شده است.

همین که به ابیات زیر رسیدم؛

خروج امام لا محالة واقع
یقوم علی اسم الله بالبرکات

یمیز فینا کل حق وباطل
ویجزیی علی النعماء والنقمات

ترجمه: آنچه امید می‌دارم، ظهور امامی است که البته ظهور خواهد کرد و با نام خدا و یاری او و با برکت‌های بسیار به امامت قیام خواهد کرد و هر حق و باطلی را تمیز و مردم را به نیک و بد، پاداش و کیفر خواهد داد.

دعبل گفت: چون این دو بیت را خواندم؛ امام رضا (علیه‌السلام) بسیار گریست. بعدا سر بلند کرد، فرمود:

ای خزاعی! روح‌القدس، این دو بیت را به زبان تو انداخته است؛ آیا می‌دانی آن امام کیست؟ گفتم: نه. مولای من! جز اینکه شنیده‌ام امامی از خاندان شما خروج خواهد کرد و دنیا را از فساد، پاک و پر از عدل و داد خواهد نمود.
فرمود:
الامام بعدی محمد ابنی وبعد محمد ابنه علی وبعد علی ابنه الحسن وبعد الحسن ابنه الحجة القائم المنتظری فی غیبته.

بعد از من پسرم، محمد، امام است و بعد از او پسرش، علی، و پس از علی پسرش، امام حسن عسکری علیه السلام و بعد از او پسرش، حجت منتظر علیه السلام که ظهورش حتمی و قطعی.

گر چه بیش از یک روز از دنیا باقی نمانده باشد؛ خداوند، همان یک روز را آن قدر، طولانی خواهد کرد تا آن امام ظهور و دنیا را پر از عدل و داد کند. با اینکه پر از ظلم و جور شده باشد.

و اما متی؟ ولی چه وقت ظهور خواهد کرد؟ تعیین وقت آن، اکنون ممکن نیست.

پدرم از آباء گرامی خود، از علی (علیه‌السلام) نقل می کند.

که از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) پرسیدند: چه وقت قائم، از فرزندان شما، ظهور خواهد کرد؟ فرمود: مثل او مثل روز قیامت است که فقط خدای تعالی وقت آن را می‌داند، ناگهان، برای شما آشکار خواهد شد.

بنابر روایتی که در عیون اخبار الرضا نقل می‌شود.[1] وقتی که دعبل بیت زیرا را خواند:

اءری فیئهم فی غیر هم متقسما
و ایدیهم من فیئهم صفرات

می‌بینم که حقوق ایشان از خمس و غنایم و آنفال [2] و غیر آن که مال امام و خویشان اوست؛ در میان دیگران قسمت می‌شود و دستهای ایشان از حق خودشان خالی است. باز آن حضرت گریست (گریستن آن حضرت، برای گمراهی خلق و تعطیل احکام الهی و پریشانی سادات بود؛ نه از برای دنیا؛ زیرا که همه دنیا نزد ایشان، به قدر پر پشه‌ای اعتبار نداشت.

احتمالا این بیت اشاره به عصر روز عاشورا است که اموال اهل‌بیت رسالت را می‌دزدیدند و غارت می‌کردند و دست آنها از باز پس‌گیری اموال و وسائلشان کوتاه بود.

امام فرمود: ای خزاعی! راست گفتی. زمانی که دعبل بیت زیر را خواند:

اذا وترو امدوا الی واتریهم
اءکفا عن الاوتار منقبضات

زمانی که به خاندان رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) ظلم شود یا از آنان شهید گردند و یا حقی از آنان بربایند، ایشان دیگر بر گرفتن خون‌بها و دیه قادر نیستند؛ بلکه دست‌های نحیف و لاغر خود را با ناتوانی به سوی رباینده حق و کشنده خود دراز می‌کنند و نمی‌توانند از آنان انتقام بگیرند.

امام (علیه‌السلام) از روی ناراحتی دستهای مبارک خود را گردانید (بر هم فشرد) و فرمود: بلی. والله دستهای ما از گرفتن عوض جنایتهایی که بر ما شده و می‌شود کوتاه است.

زمانی که دعبل به بیت زیر رسید:

وقبر ببغداد لنفس زکیة
تضمنها الرحمن فی الغرفات

در بغداد قبر رادمرد و نفس پاکیزه‌ای است که خداوند آن را در غرفه‌های بهشت با رحمت خود جای داده است.

(اشاره به قبر موسی بن جعفر علیه السلام است.)

آن حضرت فرمود: ای دعبل! می‌خواهی بعد از این بیت، دو بیت دیگر بپیوندم تا قصیده‌ات کامل شود؟

عرض کرد: بلی. یا بن رسول الله (علیه‌السلام). فرمود:

وقبر بطوس یالها من مصیبة
الحت علی الاحشاء بالزفرات

الی الحشر حتی یبعث الله قائما
یفرج عنا الغم والکربات

و قبری در توس خواهد بود که چه مصیبتها بر آن وارد می‌شود.

که پیوسته آتش حسرت در درون می‌افروزد، آتشی که تا روز حشر شعله می کشد؛ تا خداوند روزی؛ قائم آل‌محمد (علیه‌السلام) را برانگیزد که غبار غم و اندوه را از دل ما و دوستدارانش، بزداید. اللهم عجل فرجه الشریف.

دعبل گفت: آقا! آنجا قبر کیست؟

قال (علیه‌السلام): قبری ... فرمود: قبر من است ...



موضوعات مرتبط: امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام
برچسب‌ها: امام رضا , علیه‌السلام , قصیده تائیه دعبل , قبر بطوس

تاريخ : یکشنبه ۱۴۰۲/۰۳/۲۱ | 20:32 | نویسنده : الگوی من عبدالعظیم حسنی (ع) |

شهید جلیل جاویدی وحدتی فرزند علی‌اصغر از شهدای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است. تاریخ ولادت او را اول فروردین یکهزار و سیصد و سی و سه (۱۳۳۳/۰۱/۰۱) نوشته‌اند. او جوانی متملک، در عین حال متدین، مهربان و دستگیر بود. یعنی با وجود اینکه چند باب مغازه در حوالی چهارراه شهدای مشهد داشت؛ با عطوفت و دلسوزی، دست افراد نیازمند را می‌گرفت. او با هدف والایی که در زندگی برای خود مشخص کرده بود؛ از مال خود نه برای جمع‌آوری بلکه بارها برای دستگیری از افراد نیازمند استفاده می‌کرد. وی بعد از سه دهه زندگی کوتاه ولی پرثمر خود، تصمیم گرفت زندگی مومنانه خود را با مجاهدت در جبهه‌های حق علیه باطل، به سعادتِ شهادت منتهی نماید. لذا زمانی که دین و ملت خود را در معرض هجوم وحشیانه مستکپبران و بدخواهان دست به دست هم داده جهان دید؛ با ثبت نام و اعزام از طریق بسیج به احساس تکلیف خود جامه عمل پوشاند و حیات جاودانی و ابدی را بر زندگی دنیوی و مادی ترجیح داد.

بنابراین بعد از ۳۰ سال زندگی ولایی خود، در پاداش زندگی و انتخاب آگاهانه خود، مجوز شهادت را گرفت و در مورخه ۱۳۶۳/۰۷/۲۹ در منطقه عملیاتی میمک به این فیض عظمی نائل گردید، پیکر مطهر او بعد از ۹ ماه مفقود بودن در حالی پیدا شد که از بعضی از اعضای پاک بدن او مانند چشمان مبارکشان چیزی نمانده بود. در نهایت این شهید لیاقت تدفین در گلزار شهدای صحن آزادی حرم مطهر رضوی (قطعه ۸۴) در مشهد مقدس را پیدا کرد.

سه خاطره از شهید:

۱- برادر شهید نقل کرده است که در سال ۱۳۶۳ در صدد بودم برادرم جلیل را برای تجارت به کشور مالزی ببرم، مقدمات کار را فراهم کردم و روز پرواز مشخص شد، وقتی به فرودگاه رسیدم، هرچه منتظر برادرم ماندم، خبری از او نشد. وقتی از مسافرت برگشتم، خبر شهادتش را دادند. در حقیقت او راه خود را انتخاب کرده و مرا در این دنیا تنها گذاشته بود.

۲- یکی از اقوام شهید در آن زمان در کارخانه ایران ناسیونال کار می‌کرده است، وقتی شهید از این موضوع مطلع می‌شود؛ به او می‌گوید: چرا در کارخانه کار می‌کنی؟! و برایش یک مغازه نزدیک میدان توحید اختیار می‌کند. فرد مذکور می‌گوید که من هزینه آن را ندارم. شهید بزرگوار می‌فرماید: نگران نباش، برو کار کن هر وقت پول دستت آمد، به فکر جبران باش!

۳- شهید به خانه یکی از نزدیکانش می‌رود و متوجه می‌شود تلوزیونشان سیاه و سفید است، از خانه آنها بیرون می‌رود و بعد از دو ساعت با یک تلوزیون رنگی بر می‌گردد.

ان شاء الله خداوند ایشان را شفیع ما قرار دهد.



برچسب‌ها: شهید جلیل جاویدی وحدتی , فرزند علی اصغر , خراسان رضوی , میمک

تاريخ : چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۳/۰۳ | 15:8 | نویسنده : الگوی من عبدالعظیم حسنی (ع) |