موضوعات مرتبط: ابا عبدالله امام حسین علیه السلام ، امام علی ابن الحسین زین العابدین (ع) ، احادیث ، مناسبت ها ، حضرت زینب کبری سلام الله علیها
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۲/۰۲ | 23:34 | نویسنده : الگوی من عبدالعظیم حسنی (ع) |
حضرت زینب علیهاالسلام در مقام تسلیم و رضا
از ارزشهای اخلاقی برای كمال ایمان و شرافت انسان، راضی بودن به قضای الهی و تسلیم محض بودن در مقابل شداید، بلاها و گرفتاریهای ناخواسته زندگی است.
« أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَكُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ – وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ... (عنکبوت/ 2 و 3)»؛ آیا مردم میپندارند همین كه گفتند ما ایمان آوردهایم رهایشان كنند و امتحان نخواهند شد! (هرگز چنین نیست) و ما امتهای پیشین را همه امتحان و آزمایش كردیم.»
تمام پیامبران مورد آزمایش و امتحان الهی قرار گرفتند اما امتحان همه یكسان نبود، برخی سختتر و برخی ساده تر بود.
بسیاری از این آزمایشها موفق بیرون نمی آیند و درجهای هم نمی گیرند اما زینب سلام الله علیها از این آزمایش سربلند بیرون آمد. او نسبت به دین الهی سخن ناسزا بر زبان نراند و پس از مادرش بالاترین افتخار برای زنان مسلمان شد.
این پیام رضایت و تسلیم در مقابل حوادث از سوی امام حسین (علیهالسلام) آن «نفس مطمئنه ای» كه ندای «ارجعی» را با مقام بلند «راضیة مرضیة» لبیك گفته است در روز عاشورا به زینب واگذار شد.
به فرموده رسول گرامی اسلام، صابر حقیقی كسی است كه بر مصیبت، طاعت و معصیت صبر بورزد و حضرت زینب در این موارد، در درجه بالایی قرار داشت. عبادات آن بانو بهترین نشانه صبر بر اطاعت ایشان است و كسی كه بر ترك گناه شكیبا نباشد لیاقت حمل پرچم كربلا را بعد از برادرش ندارد.
ابن زیاد به حضرت زینب سلام الله علیها می گوید: «كیف رایت صنع الله باخیك و اهل بیتك»؛ معامله خدا را با برادرت حسین و اهل بیتت چگونه دیدی؟
زینب جواب میدهد: «ما رایت الا جمیلا»؛ جز زیبایی چیزی ندیدم.

یعنی او نه تنها راضی به شهادت بوده است بلكه بر این خون و نبرد شجاعانه مباهات میكند زیرا فرجام آن را زیبا میبیند. كسی كه خون و شهادت و سر از تن جدا شدن و بر بالای نیزه رفتن را «زیبا» میبیند سربلند همیشه روزگار است.

وی علت این زیبایی را چنین بیان میكند: «اینها از آن انسانهایی هستند كه خداوند كشته شدن را بر پیشانی آنها ثبت كرده است و اكنون به سوی جایگاههای حقیقی خود رفته اند.»
آری، وی با این همه رنجها و بلاها نه تنها روحیه خود را نباخت بلكه به مقام خشنودی رسید. این فرهنگ زینبیان است كه از كار پاكیزه خود پشیمان و ناراضی نیستند.
موضوعات مرتبط: مناسبت ها ، حضرت زینب کبری سلام الله علیها
برچسبها: ما رایت الا جمیلا
پر رفت و آمدترین خانه محله بنیهاشم را آوای شادی و سرور در آغوش گرفته بود، موج شعف و لبخند همراه با انتظار، فضای خانه و محله را پر کرده بود. همه برای ولادت سومین نوه عزیز پیامبر لحظهشماری میکردند، و دل خوش میداشتند که «مولود فاطمه» را در آغوش بفشارند و گل بوسههای محبت را بر گونههای عطر آگینش نثار گردانند.
در پنجم جمادیالاولی سال پنجم هجرت، مطابق با 627 میلادی، دختر فاطمه (سلام الله علیها) متولد شد. با این تولد، حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، سومین فرزند خود را به دنیا آورد و پدر نیز نام فرزند خود را با اجازه و مقدم داشتن خدا و پیامبرش به زینتِ «زینب» آراست.
او به واسطه جانفشانی ها، فداکاری ها و زحمت هایی که در همراهی با سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه الصلوات و السلام متحمل شد دارای چنان قرب و منزلتی بین محبین اهل بیت علیهم السلام و آزادگان جهان است که انسان های بی شماری برای رسیدن به رضایت او و مصون ماندن حرم او و اهل بیت علیهم السلام، در قالب مدافعین حرم مشغول ایثار جان و مبارزه با تروریست های دست پرورده و مورد حمایت اسرائیل، آمریکا، عربستان و ترکیه هستند.
یـا سَیِّدَتی یـا زَیْنَبُ، اِشْفَعی لی فِى الْجَنَّةِ،
فَاِنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ شَاْناً مِنَ الشَّاْنِ،
اى بانوى من، اى زینب، شفاعت کن براى من در مورد بهشت
که به راستى براى تو در پیشگاه خدا منزلتى است بزرگ.
روایتى مشهور به «فاطمیات» در دوست داشتن آل محمد علیهم السلام از آن حضرت:
... عن فاطمه بنت السجاد على بن الحسین زین العابدین علیهالسلام عن فاطمه بنت ابى عبد الله الحسین علیهالسلام عن زینب بنت امیر المؤمنین علیهالسلام عن فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه و آله قالت:
الا من مات على حب آل محمد مات شهیدا
آگاه باشید هر کسى که بر دوستى آل محمد بمیرد، شهید است.
موضوعات مرتبط: احادیث ، مناسبت ها ، حضرت زینب کبری سلام الله علیها
برچسبها: روایت فاطمیات , احادیث حضرت زینب کبری , زیارتنامه حضرت زینب کبری , مدافعین حرم
نامی آسمانی هنگام ولایت زینب کبری، چون رسول خدا در سفر بود،حضرت فاطمه سلام الله علیها از همسرش علی درخواست کرد که نامی برای فرزندشان انتخاب کند.
حضرت امام علی علیه السلام در جواب فرمود: من بر پدرت سبقت نمیگیرم، صبر میکنیم تا پیامبر از سفر برگردد. چون پیامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علی علیه السلام شنید؛ فرمود: فرزندان فاطمه فرزندان منند ولی خداوند در باره آنان تصمیم میگیرد.
بعد از آن جبرئیل نازل شد و پیام آورد که خداوند سلام میرساند و میفرماید:
نام این دختر را زینب بگذارید که این نام را در لوح محفوظ نوشتهام.
آن گاه رسول خدا زینب را گرفت و بوسید و فرمود:
توصیه میکنم که همه این دختر را احترام کنند، که او مانند خدیجه کبری است.
این روز مبارک که به میمنت خجستگی آن روز پرستار نامیده شده است
بر پرستاران فداکار مخصوصا بانوان پرستار همیشه مبارک باد.
موضوعات مرتبط: مناسبت ها ، حضرت زینب کبری سلام الله علیها
برچسبها: زندگی نامه , حضرت زینب سلام الله علیها
آغاز خطبه حضرت زینب علیهاسلام
اشاره به منزلت خاندان پیامبر
یزید پاسخگو در محشر
مقام بلند شهید نزد خداوند
شکایت به پیشگاه خداوند
یاد ائمه در دلها باقی است
فضل برای شهداء
آغاز خطبه حضرت زینب علیهاسلام
پس از آنکه یزید چوب به لب و دندان حسین علیه السلام زد و اشعار کفر آمیزی خواند، زینب به پا خواست و این خطبه را ایراد فرمود:
« به نام خداوند بخشنده و مهربان. خداوند جهانیان را حمد و سپاس میگویم و بر پیامبر اسلام و خاندان او درود می فرستم. خداوند متعال حقیقت را نیکو بازگو فرمود، آنجا که در قرآن بیان داشت: « کار کسانی که زشتکاری و گناه انجام دادهاند، به جایی رسید که آیات خدا را دروغ شمردند و آنها را به مسخره گرفتند.»
آری؛ کلام خدا راست و عین حقیقت است. یزید! از این که زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفتهای و ما را همانند اسیران کافر به این شهر و آن شهر کشاندهای، گمان کردی که ما نزد خدا خوار و پست شدیم و تو در پیشگاه او منزلت یافتی؟ با این تصور خام و باطل، باد به غبغب انداختهای و با نگاه غرورآمیز و نخوت بار به اطراف خود مینگری، در حالیکه شادمانی از اینکه دنیایت آباد شده و بر وفق مرادت است و مقام و منصبی را که حق ما خاندان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، در دست گرفتهای.
اگر چنین خیال باطلی در تو پیدا شده، لحظهای بیندیش! مگر تو فراموش کردهای کلام خدا را که میفرماید:« آنان گمان نکنند که مهلت یافتن خیر و سعادتشان است. نه تنها به نفعشان نیست، بلکه برای آن است که بر گناهان خود بیافزایند و برای آنان عذاب ذلت آمیز ابدی در پیش است.»
اشاره به منزلت خاندان پیامبر
ای فرزندان بردگان آزاد شده! آیا عدالت این است که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده جای دهی، ولی دختران پیامبر خدا را در میان نامحرمان به اسارت بگیری؟ زنان و کنیزان خود را پوشیده نگاه داری، ولی خاندان رسالت را با دشمنانشان در شهرها و آبادیها بگردانی تا بادیه نشینان، خویشان و غریبهها و اراذل و اشراف آنان را ببینند؛ در حالی که کسی از مردان آنان همراهشان نیست و سرپرست و حمایت کنندهای ندارند؟
چگونه امید خیر میتوان داشت از فرزند کسی که میخواست با دهان خود جگر پاکان را ببلعد و گوشت و خون او از شهیدان اسلام روییده است؟ چگونه میتوان انتظار کوتاه آمدن از کسی داشت که همواره با بغض و دشمنی و کینه و عداوت به خاندان ما نگریسته است؟
یزید! این جنایات بزرگ را انجام دادهای، آنگاه نشستهای و بی آنکه خود را گناهکار بدانی یا جنایات خود را بزرگ بشماری، با خود ندا سر میدهی که ای کاش پدران من حضور داشتند و از سر شادمانی و سرور فریاد بر میآوردند و میگفتند: « ای یزید! دست مریزاد»؟ این جمله جسارت آمیز را میگویی، در حالی که با چوبدستی بر دندانهای مبارک سید جوانان بهشتی میکوبی؛
زهی بیشرمی و بیحیایی! چگونه چنین یاوهسرایی نکنی؟
تو بودی که زخمهای گذشته را شکافتی و دست خود را به خون پیامبر آغشته ساختی و ستارگان روی زمین از آل عبدالمطلب نسل جدید را خاموش نمودی و اکنون پدران خود (نسل شرک و بت پرستی) را ندا میدهی و گمان داری که با آنان سخن میگویی.
به زودی خودت به جمع آنان ملحق میگردی و در آن جایگاه، عذابی ابدی در انتظار توست که آرزو میکنی ای کاش دستم شکسته و زبانم لال میشد و هرگز چنین کارهای ناشایستی را انجام نمیدادم.
یزید پاسخگو در محشر
پروردگارا! حق ما را از دشمنان ما بگیر و از آنان که بر ما ظلم کردند، انتقام بکش و آتش غضب را بر کسانی که خون ما و حامیان ما را ریختند، فرو فرست. یزید! بدان که با این جنایت هولناک، پوست خود را شکافتی و با این عمل وحشیانهات، گوشت خود را پاره کردی. به زودی در عرصه محشر به محضر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم کشانده خواهی شد در حالی که بار سنگینی از مسئولیت ریختن خون فرزندان او و هتک حرمت خاندان و پارههای تنش را بر دوش داری. آن روز همان روزی است که خداوند همه پراکندهها را یکجا جمع مینماید و حق هر حقداری را به صاحبش باز میگرداند.
مقام بلند شهید نزد خداوند
« گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدهاند، مردگانند؛ بلکه زندهاند و نزد پروردگار خود، روزی میخورند.» ای یزید! برای تو همان بس که خدا در کارت داوری کند و پیامبر دشمنت باشد و جبرئیل نیز از او حمایت کند. به زودی آنان که تو را حمایت کردند و بر این جایگاه نشاندند و بر گرده مسلمانان سوار نمودند، درخواهند یافت چه ستمگری را انتخاب نمودند. به زودی درخواهید یافت که کدامیک از شما بدبختتر و پستتر از همگان هستید.
ای فرزند معاویه! اگرچه سختیها و پیشامدها و فشار روزگار، مرا در شرایطی قرار داد که مجبور شدم با تو حرف بزنم، اما تو را کوچکتر از آن مقام ظاهریات می بینم و بسیار توبیخ و سرزنش میکنم. چگونه سرزنش نکنم در حالی که چشمها در فراق دوستان، گریان و دلها در فراق عزیزان، سوزان است.
شکایت به پیشگاه خداوند
آه! چه شگفت انگیز است که مردان بزرگ حزب خدا به دست شیطان کشته شوند! دستان جنایتکار شما، به خون ما خاندان پیامبر آغشته شده است و دهانتان از گوشت ما پر و مالامال است. آری! راستی جای شرم نیست که آن بدنای پاک و پاکیزه روی زمین بمانند و گرگهای بیابان به سراغ آنها بروند و تو مغرور و سرمست، بر اریکهی قدرت تکیه زنی و به خود ببالی؟
ای پسر ابوسفیان! اگرچه تو امروز کشتار و اسارت ما را غنیمت شمردهای و به آن میبالی، طولی نمیکشد که مجبور میگردی غرامت و تاوان آن را پس دهی. البته در روزی که هیچ نوع اندوخته نیک و مفیدی همراه نداشته باشی و مجبور باشی به تنهایی سزای اعمال خود را بچشی. « و خداوند هرگز به بندگان خود ستم نمیورزد.» ما از بیدادگریهای تو، به پیشگاه او شکایت میبریم؛ و او تنها پناهگاه و امید ماست.
یاد ائمه در دلها باقی است
زید! هر آنچه میخواهی مکر و فریب و سعی خود را به کار گیر، ولی بدان که هر چه تلاش و مکر به کارگیری، باز هرگز توان آن را نداری که ذکر خیر ما را از یادها بیرون ببری. هرگز قدرت نداری که وحی ما را نابود و ذکر ما را خاموش سازی و به آرزوی پلید و دیرینه خود نایل شوی. سعی و تلاش تو هرگز نخواهد توانست ننگ و عار اعمالت را از دامنت پاک سازد.
هرگز! هرگز! آگاه باش که عقل تو بسیار ناتوان، و دوران زندگی و عیشت به سرعت از بینرفتنی و جمع تو رو به زوال و پریشانی است. روزی فرا می رسد که منادی حق فریاد بر میآورد:« لعنت خدا بر ستمکاران و بیدادگران باد!»
اکنون من نیز حمد خدا را میگویم که سر آغاز زندگی دودمان ما را با سعادت و آمرزش قرین ساخت و پایان زندگی ما را با شهادت سرشار از رحمت به پایان برد.
فضل برای شهداء
از خداوند متعال میخواهم ثواب و فضل خویش را بر شهیدان تکمیل فرماید و اجر و مزد آنان را افزون سازد و امانتداری و جانشینی ما را از آنان به ترتیب خوب و نیکو قرار دهد؛ زیرا خداوند بخشنده و مهربان است. او تنها پناهگاه و امید ما و نیکوکارترین و بهترین وکیل و مدافع حق ماست.»
یزید پس از شنیدن این سخنان گفت:« فریاد ناله و صیحه زنندگان بسی پسندیده است و حق است زنان داغدیدهی نوحهگر از غصه جان از بدنشان خارج شود.» سپس با بزرگان شام مشورت کرد که با اسیران چه رفتاری کند.
آنان توصیه کردند همهی اسیران را بکشد، ولی نعمان بن بشیر گفت: « فکر کن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با اسیران چگونه رفتار میکرد، تو نیز همانگونه رفتار کن.
منابع:
لهوف سید بن طاووس، ص 215 و 221.
مراجعه شود به:
امام سجاد علیه السلام در مجلس یزید
توقف یک شبانه روزه و هاتفی برای زینب
موضوعات مرتبط: مناسبت ها ، حضرت زینب کبری سلام الله علیها
تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۰۴ | 15:1 | نویسنده : الگوی من عبدالعظیم حسنی (ع) |